ماهور

ماهور یکی از دستگاه‌های موسیقی سنتی ایرانی است. این دستگاه از نظر فواصل با گام بزرگ (ماژور) در موسیقی غربی مطابقت دارد و مانند آن از نظر حسی شاد دانسته می‌شود؛ در نتیجه، قطعات شاد بسیاری در این دستگاه وجود دارند.

ماهور یکی از دستگاه‌های موسیقی سنتی ایرانی است. این دستگاه از نظر فواصل با گام بزرگ (ماژور) در موسیقی غربی مطابقت دارد و مانند آن از نظر حسی شاد دانسته می‌شود؛ در نتیجه، قطعات شاد بسیاری در این دستگاه وجود دارند.

در مورد ریشهٔ دستگاه ماهور و نامش نظریات مختلفی مطرح است که از یکسو آن را به موسیقی باستان ایران یا هند و از سوی دیگر به مقام‌های موسیقی قدیم ایران به‌خصوص مقام عشاق نسبت می‌دهند. اگرچه، بیشتر موسیقی‌دانان معاصر دستگاه شور را مهم‌ترین دستگاه می‌دانند اما برخی نیز ماهور را مهم‌ترین می‌دانند؛ چنان‌که آموزش ردیف موسیقی نیز اغلب از دستگاه ماهور آغاز می‌شود. از همین رو، در حالی که بین متخصصان در خصوص گام ماهور توافق وجود دارد و آن را مطابق بر گام بزرگ غربی می‌دانند اما برخی از آن‌ها یک گام ماهور «اصیل» را توصیف می‌کنند که فواصل متفاوتی داشته و اینک منسوخ شده‌است. در موسیقی عربی نیز ردپای ماهور را می‌توان به عنوان یکی از مشتقات مقام راست پیدا کرد. مقام ماهور در موسیقی عربی متشکل از دو جنس دانسته می‌شود که یکی راست و دیگری عجم نام دارد و جنس عجم در قرائت قرآن نیز به کار گرفته می‌شود.

در ردیف موسیقی ایرانی برای دستگاه ماهور گوشه‌های فراوانی ذکر شده‌است که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: داد، خسروانی، دلکش، شکسته، عراق و نهیب که دو مورد آخر در اوج دستگاه اجرا می‌شوند. در پایان اجرای ماهور نیز گوشه‌های راک (نظیر راک هندی یا راک کشمیر) اجرا می‌شوند و سپس اجرای دستگاه با یک چهارمضراب و یک رنگ به پایان می‌رسد.

برخی از گوشه‌های ماهور زمینهٔ پرده‌گردانی به دستگاه‌های دیگر (از جمله دستگاه شور، آوازهای افشاری و بیات اصفهان و دستگاه همایون) را فراهم می‌آورند. همچنین، فواصل درجات دانگ نخست دستگاه راست‌پنج‌گاه با ماهور یکسان است و تفاوت این دو از روی ملودی‌هایی که در هریک مرسوم است، شناخته می‌شود. نمونه‌های بسیاری از دستگاه ماهور در تاریخ موسیقی ایران وجود داشته‌است که تصنیف‌های «سپیده» و «مرغ سحر» و آلبوم‌های سرو چمان و یادگار دوست از آن جمله‌اند.

تاریخچه و نام

مقایسهٔ درجات مقام عشاقِ سل (بالا) و ماهورِ دو (پایین)

در مورد ریشهٔ نام «ماهور» دو نظریه مطرح شده‌است: یکی آنکه ایرانیان باستان در نیایش‌های خود از نغمه‌ای به نام «ماخور» استفاده می‌کردند و این واژه به مرور زمان به ماهور تغییر یافته‌است و دیگر آن که این نام به قبیله‌ای در هند به نام «ماهوری‌ها» بر می‌گردد که قدمتی در حدود سه هزار سال دارد. در موسیقی قدیم ایران برای مقام نوا دو شعبه تعریف می‌شد که یکی از آن‌ها ماهور نام داشت اما مقام نوا و شعبه‌هایش از نظر درجات با آنچه امروز دستگاه ماهور نام دارد، مطابقت ندارند و نمی‌توان دستگاه ماهور را با آن‌ها مرتبط دانست. در مقابل، مقام عشاق اولین مقام از دوازده مقام اصلی است و فواصل آن با دستگاه ماهور منطبق است (اگرچه، نت پایهٔ عشاق و ماهور یکی نیست)؛ از همین رو، فرهاد فخرالدینی معتقد است که بهتر است ماهور را اولین دستگاه یا مقام بدانیم. این احتمال وجود دارد که به‌کارگیری نام ماهور به جای عشاق قدمی در راستای حذف واژگان عربی و ترویج واژگان فارسی در زمان شکل‌گیری ردیف موسیقی ایرانی بوده باشد.

از آنجا که درجات دستگاه ماهور به شکلی که امروزه مرسوم است، با درجات گام ماژور (گام بزرگ) در موسیقی غربی منطبق هستند، برخی نام ماهور را برگرفته از یا مرتبط با واژهٔ ماژور می‌دانند اما بررسی ریشه‌شناسی این واژه چنین ارتباطی را مردود می‌کند.لفظ «ماهور» در چند جای دیگر نیز در موسیقی قدیم به کار رفته‌است. «ماهورک» نام یکی از گوشه‌ها در شعبهٔ زابل بوده‌است. «ماهوری» نیز یکی از سی و دو مقامی بوده که علی جرجانی تعریف کرده‌است. دست آخر آن که در موسیقی آذربایجان از دستگاه «ماهور هندی» نام برده می‌شود که شامل این شعبه‌هاست: ماهور هندی، عشاق، مبرقع، عشیران، شکستهٔ فارس، عراق، کابلی، هراتی.

اگرچه، بیشتر موسیقی‌دانان معاصر دستگاه شور را مهم‌ترین دستگاه موسیقی ایرانی می‌دانند و به آن «مادر همهٔ دستگاه‌ها» می‌گویند اما دستگاه ماهور نیز توسط برخی (از جمله علینقی وزیری) دارای بیشترین اهمیت دانسته شده‌است. همچنین، آموزش ردیف نیز معمولاً با دستگاه ماهور آغاز می‌شود.

ساختار

چنانکه پیشتر ذکر شد، درجات گام ماهور به شکلی که امروزه متداول است، کاملاً بر گام بزرگ (گام ماژور) در موسیقی غربی منطبق است.درجات دستگاه ماهور برپایهٔ نت دو

با این حال، مطابقت دادن دستگاه ماهور با گام ماژور غربی پدیده‌ای جدید دانسته شده و به علینقی وزیری نسبت داده می‌شود. برخی ردیف‌شناسان معتقدند که دستگاه ماهور پیشتر به شکلی دیگر رواج داشته و از آن با لفظ «ماهور قدیم» یاد می‌کنند. از جمله محمدرضا لطفی معتقد است که نت زیرپایه نیم‌پرده بَم‌تر بوده‌است؛ مثلاً در ماهورِ دو به جای «سی» در اصل به صورت «سی بمل» بوده. یک وجه تفاوت ماهور و راست‌پنج‌گاه در قدیم نیز همین بوده که نت زیرپایه در راست‌پنج‌گاه نیم‌پرده بالاتر از ماهور بوده‌است اما در زمانی که ردیف موسیقی ایرانی توسط میرزاعبدالله تدوین می‌شده، این ظرافت‌ها از بین رفته‌است. وی همچنین استدلال می‌کند که در ردیف دستگاه ماهور، از درآمد تا گوشهٔ دلکش، هیچ‌کجا از نت محسوس (در این‌جا، سی بکار) استفاده نمی‌شود و نیز این که دستگاه‌ها اصولاً هر دو دانگشان یک فاصلهٔ چهارم درست را پوشش می‌دهند و استفاده از سی بکار باعث می‌شود که دانگ دوم ماهور تبدیل به چهارم افزوده شود؛ در حالی که استفاده از سی بمل این مشکل را رفع می‌کند.درجات اصیل ماهور بر اساس نظریهٔ محمدرضا لطفی

از سوی دیگر، فرهاد فخرالدینی با استناد به جامع الالحان توضیح می‌دهد که ماهور در اصل یکی از شعبات بیست‌وچهارگانه بوده‌است و ساختارش متشکل بوده از دو دانگ که دانگ اول مطابق با مقام عشاق بوده (پرده – پرده – نیم‌پرده) و دانگ دوم مطابق با مقام راست (پرده – سه ربع پرده – پرده) و بین این دو یک پرده فاصله بوده‌است.درجات اصیل ماهور بر اساس نظریهٔ فرهاد فخرالدینی

در اجرای ماهور توسط سه‌تار، دو کوک ممکن است به کار برود: حالت اول آن است که ساز به صورتی که برای نواختن چهارگاه متداول است کوک می‌شود (دو – سل – دو – دو) و ماهور برپایهٔ نت دو و از بالای دستهٔ ساز نواخته می‌شود؛ به این نوع، ماهورِ «چپ‌کوک» یا ماهورِ «بالادسته» گفته می‌شود و اختراع آن به آقا حسینقلی نسبت داده می‌شود. حالت دوم که روش قدیمی‌تر است، اجرای ماهور برپایهٔ نت فا و از میان دستهٔ ساز است که به آن ماهور «راست‌کوک» گفته می‌شود.

تحلیل ردیف

در ردیف موسیقی ایرانی، ماهور یکی از گسترده‌ترین مجموعهٔ گوشه‌ها را دارد که در آن برخی گوشه‌ها همنام با دستگاه‌های دیگر هستند؛ اگرچه، با هم یکسان نیستند و برخی ملودی‌های یکسان در جاهای مختلف به عنوان گوشه‌هایی مختلف با نام‌های مختلف شناخته می‌شوند.

افزون بر لفظ «درآمد» که در تمام دستگاه‌ها برای گوشه‌های آغازین استفاده می‌شود، در ردیف‌های مختلف دستگاه ماهور از لفظ «مقدمه» هم برای مجموعه‌ای که شامل گوشه‌های درآمد می‌شود، استفاده شده‌است. با این حال، مقدمه در توصیف گوشه‌هایی به جز درآمدها هم به کار رفته‌است؛ مثلاً، نورعلی برومند گوشه‌ای که پیش از آغاز گوشهٔ داد به کار رفته را با نام «مقدمهٔ داد» توصیف می‌کند. این گوناگونی در نامگذاری گوشه‌ها محدود به مقدمه نیست؛ برای مثال، در ردیف برومند یک ملودی مشابه بار اول با نام چهارپاره و بار دوم با نام مرادخانی در دو قسمت مختلف از ردیف ماهور آمده‌است. در مقابل، برخی گوشه‌های مشابه نام‌هایشان متفاوت اما مرتبط است؛ مثل راک هندی، راک کشمیر و راک عبدالله که همگی از یک خانواده هستند.

یکی از ویژگی‌هایی که دستگاه ماهور را از گام بزرگ در موسیقی غربی متمایز می‌کند، توجه ویژه‌ای است که در دستگاه ماهور به درجهٔ دوم معطوف می‌شود. در موسیقی غربی نت روپایه جزء نت‌های متوسط دانسته می‌شود و توقف زیادی روی آن صورت نمی‌گیرد اما در دستگاه ماهور مدتی روی این نت توقف می‌شود و سپس موسیقی به درجات بالاتر می‌رود.

رابطه با دیگر دستگاه‌ها

دستگاه ماهور چند گوشه را با دستگاه‌های دیگر شریک است؛ از جمله با راست‌پنجگاه و نوا. دست کم، در برخی از ردیف‌های موسیقی، گوشهٔ اصفهانک در هر سهٔ این دستگاه‌ها آمده‌است. از نظر مد، دستگاه‌های ماهور و راست‌پنجگاه به هم شباهت دارند اما ساختار ملودیک این دو دستگاه است که آن‌ها را از هم متمایز می‌کند.

گوشه‌های دلکش و شکسته هر دو با گام پایهٔ ماهور تفاوت‌هایی دارند که باعث می‌شود زمینهٔ پرده‌گردانی به دستگاه‌های دیگر را فراهم کنند. گوشه‌های خانوادهٔ راک نیز همین ویژگی را دارند. یک ویژگی دستگاه ماهور (در مقایسه با دستگاه‌های دیگر نظیر چهارگاه و شور) آن است که این گوشه‌ها قسمت اصلی اجرای ماهور هستند؛ به بیان دیگر، پرده‌گردانی جزئی اساسی از اجرای دستگاه ماهور است. وضعیتی کمابیش مشابه این در دستگاه شور هم وجود دارد؛ این دستگاه که معمولاً در آن پرده‌گردانی (به دستگاه‌های دیگر) رخ نمی‌دهد، گوشه‌هایی نظیر قرچه و شهناز دارد که در شور وسط (بالاتر از درآمد شور) اجرا می‌شوند و به نوعی زمینه‌ساز پرده‌گردانی درون دستگاه شور هستند. گوشهٔ دلکش در دستگاه ماهور از نظر فواصل با دستگاه شور مطابقت دارد و گوشهٔ شکسته نیز با فواصل افشاری مطابقت دارد. گوشه‌های عراق و راک هم در افشاری و نوا وجود دارند و به کمک آن‌ها می‌توان به بیات اصفهان و همایون نیز رفت.

لذا در مجموع، شش پرده‌گردانی در ماهور می‌تواند رخ بدهد که این‌ها از طریق گوشه‌های دلکش، حصار، شکسته، عراق، گوشه‌های راک، و صوفی‌نامه رخ می‌دهند. از این میان، دلکش به مایهٔ شور ورود می‌کند، حصار فضای موسیقی را به ماهور جدیدی که در فاصلهٔ چهارم بالاتر واقع است منتقل می‌کند، شکسته به مایهٔ افشاری می‌رود، و صوفی‌نامه در واقع پرده‌گردانی به فضای بیات اصفهان است.

گوشه‌ها

نت قطعهٔ «آواز ماهور» ساختهٔ آلفرد ژان باتیست لومر

مقایسهٔ ردیف‌های مختلف نشان می‌دهد که بیست گوشه در تمام این ردیف‌ها برای دستگاه ماهور ذکر شده‌اند. دو گوشهٔ اول (درآمد و داد) همیشه به همین ترتیب آمده‌اند و هشت گوشهٔ آخر (نهیب، عراق، محیر، آشوب آوند، حزین، صفیرِ راک، راک عبدالله و ساقی‌نامه) نیز تقریباً همیشه با همین ترتیب آمده‌اند. ده گوشهٔ میانی ترتیبشان بین ردیف‌های مختلف فرق می‌کند و عبارتند از: دلکش، خاوران، طوسی، آذربایجانی، فِیلی، زیرافکند، ماهور صغیر، حصار ماهور، نیریز و شکسته.

بین ردیف‌های مختلف گاهی تناقضاتی در نامگذاری گوشه‌ها نیز دیده می‌شود؛ مثلاً، گوشهٔ مرادخانی در ردیف نورعلی برومند شباهتی با گوشه‌ای به همین نام در ردیف محمود کریمی ندارد. این گوشه در ردیف برومند، شباهت زیادی با گوشهٔ نصیرخانی در ردیف کریمی دارد که نشان می‌دهد احتمالاً زمانی نام این گوشه تغییر یافته‌است.

تحقیقات برونو نتل نشان داده که اصلی‌ترین گوشه‌های ماهور (به معنای گوشه‌هایی که در بیشتر اجراها یافت می‌شوند) عبارتند از: درآمد، دلکش، شکسته، داد، خسروانی، چهارپاره و راک. از همین رو، او سه گوشهٔ درآمد، دلکش و شکسته را «قلب دستگاه ماهور» می‌نامد. نتل و همکارانش همچنین این نکته که گوشه‌های ابتدای ردیف ماهور نام‌هایی با معانی مثبت دارند (مثل مجلس‌افروز و طرب‌انگیز) و گوشه‌های پایینی ردیف ماهور نام‌هایی با معانی منفی دارند (مثل کُشته، حَربی و شهرآشوب) را نیز حائز اهمیت دانسته‌اند.

به عقیدهٔ محمدرضا لطفی تا پیش از تدوین ردیف موسیقی ایرانی توسط میرزاعبدالله، دستگاه ماهور نه با درآمد که با گوشهٔ گشایش و داد آغاز می‌شده و بعداً به نت پایهٔ درآمد برمی‌گشته‌است؛ او این روش را در ردیف آذربایجان و شیراز و تصنیف‌های قدیمی نیز پیدا کرده‌است. او همچنین گوشه‌های مختلف ماهور را بر اساس درجات مختلف گام ماهور چنین طبقه‌بندی می‌کند:

  1. درجهٔ اول: درآمد
  2. درجهٔ دوم: داد
  3. درجهٔ سوم: اشاره به آواز دشتی (این دست گوشه‌ها هنوز بین نوازندگان دوره‌گرد و ردیف‌هایی که از اصفهان و شیراز ریشه گرفته‌اند رایج است)
  4. درجهٔ چهارم: حصار؛ ضمناً، از درجهٔ چهارم، ماهور جدیدی (بر پایهٔ درجهٔ چهارم ماهور اصلی) ایجاد می‌شود که عبدالقادر مراغه‌ای توصیه کرده اجرا نشود
  5. درجهٔ پنجم: فیلی، خوارزمی (از ردیف آقا حسینقلی)، و نیز مجلس‌افروز (که از درجهٔ چهارم شروع شده اما روی درجهٔ پنجم تأکید می‌کند)
  6. درجهٔ ششم: خاوران، طرب‌انگیز
  7. درجهٔ هفتم: نیشابورک (لطفی این درجه را در ماهورِ دو، نت سی بمل در نظر می‌گیرد و آن را شروع «حصار دوم ماهور» می‌نامد که عبدالقادر مراغه‌ای اجرای آن را نیز نهی کرده‌است)
  8. درجهٔ هشتم: عراق (با تغییر می به می بمل)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *